پیشنهاد ویژه!

تاثیر شیوه های تربیت کودک بر ‏سازگاری اجتماعی

20,000تومان 19,000تومان

خانواده به عنوان اولین کانون رشد و تربیت در شکل گیری شخصیت اعضای آن نقش مهمی دارد و همچنین به عنوان موثرترین عامل در پیشرفت و سازگاری فرزندان و رشد اجتماعی آنان نقش مهم و بسزایی ایفا می کند. پایه و اساس شخصیت فرزندان در این نهاد کوچک اما تأثیرگذارپایه ریزی و مستحکم می شود، منظور از شیوه ها و سبک های فرزند پروری روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود آن را به کار می برند، این شیوه ها بنا بر تفاوت هایی که خانواده ها از جنبه های مختلف دارند و بر اساس معیارهایی که خود وضع می کنند فرق می کند. این روش ها تأثیر زیادی در تأمین سلامت روان آنان دارد به نحوی که ریشه بیشتر مشکلات رفتاری آنها نشأت گرفته از شرایط بین اعضای خانواده و شرایطی که فرزندان در آن رشد و پرورش یافته اند، دارد. شیوه های فرزند پروری ترکیب هایی از رفتارهای والدین است که در موقعیتهای گسترده روی می دهند و جو فرزند پروری با دوامی را پدید می آورند (برک لورا،1387). شیوه های فرزند پروری به عنوان مجموعه یا منظومه ای از رفتارها که تعاملات والد –کودک را درطول دامنه گسترده ای از موقعیت ها توصیف می کند و یک جو تعاملی تأثیرگذار را به وجود می آورد.( دارلینگ و استنبرگ،1993).

انواع فرزند پروری

1- فرزند پروری مقتدرانه: روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن را شامل می شود. والدین مقتدر صمیمی و دلسوز و نسبت به نیازهای آنان حساس هستند. آنها قاطع هستند اما مداخله گر و محدود کننده نیستند. شیوه های انضباطی آنها بجای تنبیهی حمایت کننده است. این والدین قوانین و رهنمودهایی پی ریزی می کنند که فرزندان آنان چنان بار آیند که از آنها پیروی کنند و اغلب برای مطیع سازی از استدلال و منطق بهره می برند و به منظور توافق با کودک با اوگفتگو می کنند. از رفتارهای نامطلوب نمی ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند و به تلاشهای کودک در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده می کنند. در کل این والدین در عین گرم و صمیمی مقتدر هستند و به آنان کمک می کنند تا سازگاری بهتری با هنجاری های اجتماعی داشته باشند.  2-مستبدانه: این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظرکنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد، سرد و طرد کننده هستند. نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دیگر شیوه ها متمایز می سازد. در این سبک فرزندان چنین بار آورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ایی که بوسیله والدین به وجود می آید، پیروی می کنند. نتیجه شکست در پیروی از چنین قوانینی معمولا تنبیه و اعمال زور است و برای کنترل از شیوه های ایجاد ترس استفاده می کنند. والدین در این شیوه کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می دهند.  3- آسان گیرانه: والدین سهل انگار، مهرورز و پذیرا هستند، ولی متوقع نیستند،کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هرسنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند. خانواده این والدین نسبتا آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین سهل انگار درعین آن که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، توقع چندانی از آنها ندارند. این والدین بسیار به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می دهند، آنها از روشهای احساس گناه و انحراف استفاده می کنند. این والدین همچنین بیشتر در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می آورند. این والدین به ندرت به فرزندان انضباط می دهند. با فرزندان ارتباط برقرارمی کنند و معمولا بجای یک والد جایگاه را دارند.

در کتاب حاضر سعی بر آن است هر یک از شیوه های تربیت فرزند مورد بحث و بررسی قرار گیرد و به تناسب آن ارتباط هر یک از شیوه های فرزند پروری با سازگاری اجتماعی فرزندان مورد تحلیل قرار گیرد. امید است این اثر منشاء تحولات بزرگی در تربیت فرزندان مرز و بوم باشد.

توضیحات

سمیه سلمانی

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تاثیر شیوه های تربیت کودک بر ‏سازگاری اجتماعی”