در حال چاپ

سرزمین جادوئی

 مترجم : میشا نیکوروان

این کتاب داستان یک موش بنام جرانیمو استیلتون است که پس از یک روز کاری سخت در دفتر روزنامه ، قصد می کند به منزل خود برود . همین که پای خود را از مکان کارش بیرون می گذارد با وزش باد و باران و رعد و برق شدید مواجه می شود. در طول مسیر حتی نزدیک بود که دمش در اثر رعد و برق آسیب ببیند. بحر حال هر طور شده خود را به خانه می رساند. داخل خانه می شود و تازه متوجه قطع بودن برق می شود. چاره ای نداشت جز آنکه در تاریکی خانه به دنبال یک شمع بگردد. اما برای پیدا کردن شمع باید به اطاق زیر شیروانی که مدت ها است که به آنجا سر نزده برود. بحرحال با سختی و کور مال کورمال در تاریکی کامل از پله های بالا رفت تا به نزدیکی درب اطاق رسید. دستگیره درب را فشار داد ولی درب کمی گیر کرده بود و ناچار شد با زور بیشتری به درب فشار دهد . درب اطاق باز شد ولی چیز زیادی معلوم نبود زیرا تازه یادش اومد که پرده های کلفتی به پنجره های اطاق زده  و باید اول سعی میکرد تا اون پرده ها را کنار بزند تا شاید اندک نوری که از رعد و برق بوجود می آمد بتواند اطاق را روشن کند. خلاصه سعی کرد تا به سوی پنجره برود که ناگهان در اون تاریکی پایش به یک چیز عجیبی برخورد کرد. نمی دانست اون ممکن است چه چیزی باشه. فکر کرد شاید اون جعبه اسباب بازی های قدیمیش باشه . نه ! شاید اون . . .  بحرحال توجه ای نکرد چون باید اول پرده اطلاق را کنار میزد تا شاید کمی نور داخل اطاق بشه  تا بتونه شمع رو پیدا کنه. تا آنجا که تونست پرده را باز کرد چون اون قدر خرت و پرت داخل اطاق بود که نمی تونست همه پرده را کنار بزنه. حالا کمی بهتر شده بود . اندک نوری اون داخل می شد ولی وقتی رعد و برق میزد نور بیشتری ظاهر میشد ولی اون نور خیلی سریع هم محو میشد و دوباره تاریکی بیشتری در اطاق همه جا را میگرفت. پس از باز کردن پرده اطاق دوباره وقتی دنبال شمع میگشت پاش به همان چیز ناشناخته خورد. این دفعه بیشتر کنجکاو شد تا ببیند اون چیه. خم شد و در همان تاریکی سعی کرد با دستش اون چیز عجیب را بگیرد. اون را پیدا کرد . اون ظاهرا یک جعبه بود. بنظر می رسید که اون یک جعبه موسیقی باشه. کمی بیشتر فکر کرد تا یادش بیاد که آیا تا حالا چنین چیزی را داشته یا نه. خلاص یادش اومد که خیلی خیلی وقت قبل یک روز هنگامی که میخواست وارد خانه بشه بسته پستچی بسته ای را برایش آورده بود ولی چون خانه نبود پستچی اون را پاییت  پشت در گذاشته بود. یادش اومد که بسته را داخل خونه آورد و میخواست اون را باز کنه که ناگهان زنگ در بصدا در اوم. اون یکی از دوستان قدیمیش بود که مدت زیادی همدیگر را ندیده بودند. خیلی از دیدن اون خوشحال شده بود اون قدر که یادش رفت تا ببیند اون بسته کوچیک چیه؟ آره . آره . درسته اون همان بسته کوچیک بود که تا الان اون را باز نکرده بود. حس کنجکاویش خیلی خیلی بیشتر شد تا بدونه اون بسته چیه ؟ اونقر کنجکاو شده بود که اصلا یادش رفت که برای چی به اطاق زیر شیروانی اومده. سعی کرد اون بسته را باز کنه . خلاصه با کمی سختی اون بسته را باز کرد . خیلی چیز عجیبی بود . چون اون بسته از خودش نور میداد. نورهای رنگیی که با جابجا کردنش رنگ اون نورها تغییر می کرد. سرخ ، سبز ، زرد ، ارغوانی و . . .  در همان تاریکی متوجه شد که اون یک جعبه موسیقی است . در پشت درب اون جعبه یاقوت های رنگارنگی چسبیده شده بود و در تاریکی با نور ضعیفی که از پنجره اطاق منعکس شده بود آن جعبه  می درخشید . . . . .

 بزودی  ( در حال چاپ )

این کتاب بزودی وارد بازار می شود

 


تاثیر شیوه های تربیت کودک بر ‏سازگاری اجتماعی

نویسنده : سمیه سلمانی

 

خانواده به عنوان اولین کانون رشد و تربیت در شکل گیری شخصیت اعضای آن نقش مهمی دارد و همچنین به عنوان موثرترین عامل در پیشرفت و سازگاری فرزندان و رشد اجتماعی آنان نقش مهم و بسزایی ایفا می کند. پایه و اساس شخصیت فرزندان در این نهاد کوچک اما تأثیرگذارپایه ریزی و مستحکم می شود، منظور از شیوه ها و سبک های فرزند پروری روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود آن را به کار می برند، این شیوه ها بنا بر تفاوت هایی که خانواده ها از جنبه های مختلف دارند و بر اساس معیارهایی که خود وضع می کنند فرق می کند. این روش ها تأثیر زیادی در تأمین سلامت روان آنان دارد به نحوی که ریشه بیشتر مشکلات رفتاری آنها نشأت گرفته از شرایط بین اعضای خانواده و شرایطی که فرزندان در آن رشد و پرورش یافته اند، دارد. شیوه های فرزند پروری ترکیب هایی از رفتارهای والدین است که در موقعیتهای گسترده روی می دهند و جو فرزند پروری با دوامی را پدید می آورند (برک لورا،1387). شیوه های فرزند پروری به عنوان مجموعه یا منظومه ای از رفتارها که تعاملات والد –کودک را درطول دامنه گسترده ای از موقعیت ها توصیف می کند و یک جو تعاملی تأثیرگذار را به وجود می آورد.( دارلینگ و استنبرگ،1993).  انواع فرزند پروری  عبارتند از :  1- فرزند پروری مقتدرانه: روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن را شامل می شود. والدین مقتدر صمیمی و دلسوز و نسبت به نیازهای آنان حساس هستند. آنها قاطع هستند اما مداخله گر و محدود کننده نیستند. شیوه های انضباطی آنها بجای تنبیهی حمایت کننده است. این والدین قوانین و رهنمودهایی پی ریزی می کنند که فرزندان آنان چنان بار آیند که از آنها پیروی کنند و اغلب برای مطیع سازی از استدلال و منطق بهره می برند و به منظور توافق با کودک با اوگفتگو می کنند. از رفتارهای نامطلوب نمی ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند و به تلاشهای کودک در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده می کنند. در کل این والدین در عین گرم و صمیمی مقتدر هستند و به آنان کمک می کنند تا سازگاری بهتری با هنجاری های اجتماعی داشته باشند.  2-مستبدانه: این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظرکنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدین مستبد، سرد و طرد کننده هستند. نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دیگر شیوه ها متمایز می سازد. در این سبک فرزندان چنین بار آورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ایی که بوسیله والدین به وجود می آید، پیروی می کنند. نتیجه شکست در پیروی از چنین قوانینی معمولا تنبیه و اعمال زور است و برای کنترل از شیوه های ایجاد ترس استفاده می کنند. والدین در این شیوه کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان می دهند.  3- آسان گیرانه: والدین سهل انگار، مهرورز و پذیرا هستند، ولی متوقع نیستند،کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هرسنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند. خانواده این والدین نسبتا آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین سهل انگار درعین آن که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، توقع چندانی از آنها ندارند. این والدین بسیار به ندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می دهند، آنها از روشهای احساس گناه و انحراف استفاده می کنند. این والدین همچنین بیشتر در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می آورند. این والدین به ندرت به فرزندان انضباط می دهند. با فرزندان ارتباط برقرارمی کنند و معمولا بجای یک والد جایگاه را دارند. در کتاب حاضر سعی بر آن است هر یک از شیوه های تربیت فرزند مورد بحث و بررسی قرار گیرد و به تناسب آن ارتباط هر یک از شیوه های فرزند پروری با سازگاری اجتماعی فرزندان مورد تحلیل قرار گیرد. امید است این اثر منشاء تحولات بزرگی در تربیت فرزندان مرز و بوم باشد.
این کتاب بزودی وارد بازار می شود.

 بزودی  ( در حال چاپ )